علي الجلابي الهجويري الغزنوي

2

كشف المحجوب ( فارسى )

كتاب به خود كنند و مقصود مصنّف از آن برنيايد كى مراد از جمع و تاليف و تصنيف كردن بجز آن نباشد كى نام مصنّف بدان كتاب زنده باشد و خوانندكان و متعلّمان وى را دعاء * خير كويند كى مرا اين حادثه افتاد به دو بار يكى آنك ديوان شعرم كسى بخواست و باز كرفت و اصل نسخه جز آن نبود آن جمله را بكردانيد و نام من از سر آن بيفكند و رنج من ضايع كرد تاب اللّه عليه و ديكر كتابى كردم هم اندر طريقت تصوّف نام آن منهاج الدين يكى از مدّعيان ركيكه كه كراى كفتار او نكند نام من از سر آن پاك كرد و به نزديك عوامّ چنان نمود كه وى كرده است هرچند خواصّ بران قول بر وى خنديدندى تا خداوند تعالى بىبركتى آن به دو در رسانيد و نامش از ديوان طلّاب دركاه خود پاك كردانيد امّا آنچه نصيب خاصّ بود آنست كه چون كتابى بينند و دانند كه مؤلّف آن بدان فنّ و علم عالم بوده است و محقّق رعايت حقوق آن بهتر كنند و بر خواندن آن و ياد * كرفتن آن به جدّتر باشند و مراد خواننده و صاحب كتاب از ان بهتر برآيد و اللّه اعلم بالصواب فصل [ استخاره ادب نبوى است ] و آنچه كفتم كه طريق استخاره سپردم مراد از آن حفظ آداب خداوند بود عزّ و جلّ كه مر پيغمبر خود را صلعم و متابعان وى را بدين فرمود و كفت فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ و استعاذت و استخارت و استعانت جمله بمعنى طلب كردن و تسليم امور به خداوند سبحانه و تعالى باشد و نجات از آفتهاى كوناكون و اصحاب پيغمبر صلعم و رضى اللّه عنهم روايت آورده‌اند كه پيغمبر صلعم ما را استخاره آموختى چنانك قرآن پس چون بنده بداند كه خيريّت امور اندر كسب و تدبير وى بسته نيست كه صلاح بندكان خداوند